OKR چیست ؟

OKR چیست ؟

قبل از اینکه در رابطه با OKR بخوام بنویسم اول از خودم بگم 🙂

من یک برنامه نویس سیستم عامل اندرویدم که تو یکی از شرکتهای استارتاپ شهر قم که شاید تا الان اسمشو شنیده باشید یعنی باسلام کار میکنم 🙂

اینو گفتم که بگم اصلا آشنایی من با نام OKR از شروع استخدام من در این شرکت بود ! که بیشتر راجعش صحبت خواهم کرد .

خب حالا بریم کمی در مورد خود OKR صحبت کنیم و ببینم اصلا این کلمه یعنی چی و چرا من در شرکت باسلام با این نام آشنا شدم .

OKR به چه معنی است ؟

OKR مخفف شده ی Object & Key Results است . که به معنی اهداف و نتایج کلیدی ترجمه شده است .

در واقع شرکتهای بزرگ به دلیل جمعیت بزرگی که در آنها مشغول به کار هستند اهداف و نتایج کلیدی رو برای هر تیم و فرد به صورت فصلی یا سالانه تعریف میکنند که منجر به مدیریت بهتر سازمان میشود .

منظور از هدف یعنی شما در بازه ی زمانی که وقت دارید باید به یک هدف کلی برسید که در نهایت حداقل با ۳ و حداکثر با ۵ عنوان نتایج کلیدی باید به این هدف برسید .

به مثال زیر دقت کنید :

هدف (Object)

افزایش کاربران شبکه های اجتماعی
(برای انتخاب هدف توجه داشته باشید می بایست به این سوال پاسخ دهید که دستاورد نهایی چیست؟)


نتایج کلیدی (Key Results):

(برای انتخاب KR می بایست پاسخ این سوال را بدهید. چگونه می توانیم دستیابی به آن هدف را اندازه گیری کنیم؟)

  • کاهش نرخ دی اکتیو و از دست رفتن کاربر از ۱۰ به ۲ درصد(unfollow)
  • افزایش ترافیک روزانه ارگانیک (بدون هزینه) از ۴۰۰ به ۱۴۰۰ (Follow)
  • افزایش متوسط بازدید پست ها برحسب کاربر فعال از ۷۰ به ۱۵۰(Avg.reach/post)
  • بهبود اشتیاق کاربر (کاربرانی که اطلاعات پروفایل خود را کامل می‌کنند) از ۴۰ به ۸۰ درصد(Engagement)

جالب است بدانید OKR های هر فرد در شرکت باید به صورت عمومی تعریف شود یعنی هر شخص بتواند OKR های افراد دیگر را ببیند و بداند که هر فرد دقیقا روی چه هدفی تمرکز میکند و تا چه حدی پیشرفت کرده است


اگر هنوز هم متوجه نشدید که چطور میشه OKR تنظیم کنیم، پیشنهاد میکنم به تصویر زیر دقت کنید.



مزایا

  • نظر فکری در سازمان صورت میگیرد
  • ارتباط بین افراد سازمان بهتر برقرار میشود
  • شاخص­ هایی برای اندازه­ گیری پیشرفت سازمان ایجاد می­ گردد که بر اساس آنها مشخص می­ شود که تا چه اندازه از اهداف اصلی­ سازمان فاصله داریم.
  • کل افراد سازمان را در کنار هم نگه میدارد

جالب است بدانید یکی از مزایای جالب این روش، ارزیابی افراد سازمان با نمره دهی به KR های آنهاست .
اگر نمره ی کامل رو ۱۰۰ در نظر بگیریم، نمره ی قبول بین ۶۰ تا ۷۰ اندازه گیری میشود و جالب است اگر فردی نمره ی ۱۰۰ بگیرد یعنی KR آن به اندازه کافی جاه طلبانه نبوده است و یا اگر نمره ی بین ۳۰ تا ۴۰ بگیرد در واقع نمره پایینی گرفته است . که همین نمرات کمک میکند تا OKR های بعدی بهتر تعریف شوند .

معایب

  • نامحدود بودن

بر خلاف این که به نظر می رسد نامحدود بودن مناسب است، اما نامحدود بودن در OKR موجب می شود که شما OKR های زیادی تدوین کنید و در الویت دهی به آنها دچار مشکل شوید .

  • وابسته بودن به شخص

بگذارید کمی بهتر این را توضیح دهیم زمانی که شما OKR خود را برای استفاده شخصی تدوین می کنید،هیچ مشکلی نیست. چرا که نویسنده و خواننده و کاربر OKR خود شما هستید. اما زمانی که برای هدفی به شکل تیمی فعالیت می کنید و یا در هنگام کار در یک سازمان OKR می نویسید، این OKR در اختیار تمام افراد تیم یا سازمان قرار می گیرد. ممکن است برداشت آن ها با برداشت شما از یک OKR واحد متفاوت باشد و موجبات اشتباه در فعالیت های بین شما و همکارتان را فراهم کند.

  • زمان

یکی از معایبی که من به به صورت تجربی با آن در شرکت باسلام آشنا شدم چالش زمان هست .
یعنی چون برای هر سرگروه تیم OKR خاصی تعریف شده که مثلا باید مقدار فروش ماهیانه را از x به y برساند، نتیجه وجود چالش زمان اعضای تیم میشود !
اگر بخوام بهتر در موردش صحبت کنم یعنی مثلا تیم باید روی نمودار از وضعیت x به y برسد که چون زمان محدود هست، اعضای تیم شاید وقت به انجام OKR های شخصی یا فردی خودش را نکند …

مثلا یکی از KR های من در تیم یکی از شرکتهایی که کار میکردم، ریفکتوری کردن کدهای اپلیکیشن رو عهده داشتم. اما به دلیل کمبود زمان و با وجود وظایف زیادی که باید انجام میدادم واقعا زمانبندی برای انجام این KR برای من کار سختی بود ..



تاریخچه OKR

ایجاد و شروع استفاده از سیستم OKR را به “اندی گروو” که اولین بار در شرکت اینتل از این رویکرد استفاده کرد، نسبت می دهند. وی در سال ۱۹۸۳ کتابی با عنوان ” مدیریت بیشترین خروجی” در مورد توضیحاتی برای سیستم OKR  منتشر کرد. گروو در کتابش می گوید” اهداف کلیدی بایستی قابل اندازه گیری باشند، اما زمانی که در آخر کار به آنها نگاه می کنید بدون هیچ استدلالی باید به این سوال پاسخ بدهید که ” آیا به این هدف رسیدم یا نه؟” جواب بله و خیر است، بدون هیچ قضاوتی.

در سال ۱۹۷۵ “جان دوئر” که در آن زمان یک مدیر فروش در اینتل بود، دوره ای آموزشی در اینتل با تدریس ” اندی گروو” گذراند که در آن  تئوری OKR توضیح داده شد. در سال ۱۹۹۹ وی ایده استفاده از این سیستم مدیریتی را در اختیار “کلینر پرکینز کافیلد”، که درآن زمان در گوگل سرمایه گذاری کرده بودند، قرار داد. آنها به سرعت روش های استفاده از OKR را فرا گرفتند و  آن را به فرهنگ بنیادی گوگل تبدیل کردند.

لری پیچ” می گوید : استفاده از OKR به ما کمک کرد تا بارها رشد زیادی در کار داشته باشیم. کمک کرد تا وظیفه بسیار مهم’سازمان دهی اطلاعات دنیا‘ را به عنوان یک هدف در نظر بگیریم و حتی امروزه آن را قابل دسترسی ببینیم. من و سایر اعضای تیم گوگل را وقت شناس و وظایفمان را قابل رهگیری نگه داشت، که برای تیم ما مهم ترین چیزها بود.

بعد از استفاده از OKR به شکلی جدی در گوگل سایر شرکت های معتبر همچون

  • مایکروسافت
  • توییتر
  • لینکدین
  • اوبر
  • ادوبی
  • و …

شروع به استفاده از این سیستم مدیریت پروژه و اهداف کردند.



کلام پایانی

فراموش نکنید ما صرفا نمیخواهیم با OKR قطعا به موفقیت برسیم ! به بیانی دیگر شکست هم ممکن است و باید روی الویت ها تمرکز کنیم!

اما در کل من به این روش به شدت علاقه مند شدم و حتی در زندگی شخصی خودم برای خودم OKR تعریف میکنم تا حداقل ما هم سری بشیم تو سرها :))

در پایان هم باید بگم این روش به شما کمک میکنه که با قدرت و تمرکز بالا در جهت اهداف سازمانتون قدم بردارید و این وسط هر پیشنهاد و فرصت جدیدی رو فقط در صورتی قبول کنید که با اون اهداف همسو باشه.



نویسنده : سید حسین اکبری

۳ پاسخ

  1. سلام
    مقاله خوبی بود اطلاعات مفیدی داد
    فقط اونجا که راجع به ریفکتور کردن کدها نوشته بودی، این قضیه (ریفکتور کردن کدهای قدیمی) یه آبجکت به حساب نمیاد؟

  2. محمدیاسر

    خیلی خوب بودش ممنون بابت نشر این مقاله

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *